تبليغاتX
بی خوابی
برای رسیدن به آزادی باید از دشت تاریکی و بی خبری عبور کرد آگاهی تنها ستاره روشنگر این راه است.

چند رو پیش مقاله ای بسیار قوی به قلم دکتر بهنام اوحدی در رابطه با زندگی زناشویی تختی به دستم رسید که بسیار موشکافانه زندگی تختی و شهلا همسرش را بررسی کرده بود. جدا از چگونگی مرگ او مسئله ای که برای من جالب آمد بررسی ابعاد شخصیتی تختی و شهلا بود که حاوی نکات بسیاری است:

تختی مرد.خود کشی کرد.با زهر (سیانور). در هتل آتلانتیک خیابان تخت جمشید (طالقانی) تهران که امروز هتل اطلس نام گذاری شده است. اگر تفنگ شکاری اش را پذیرش هتل نگرفته بود، احتمالن با گلوله خودش را کشته بود. همانند ارنست همینگ وی. غلامرضا تختی مرد. خودکشی کرد. و نه چون فروغ فرخ زاد و صمد بهرنگی که INDIRECT و PASSIVEهمین کارا به ترتیب با رانندگی و شنای انجام دادند.تختی یک جزء شخصیتی افسرده داشته و به سینما نیز که یگانه نقطه ی اشتراک دلبستگی های او و همسرش بود تنهایی می رفت. در میان پیوندهای پر از فراز و نشیب مشاهیر معاصر، دو ازدواج برای من نماد ناهماهنگی مشکل ساز شخصیت است: ازدواج ((فروغ  فرخ زاد و پرویز شاپور)) و ((شهلا ت. و غلامرضا تختی)). شهلا هفده هجده ساله بوده که با تختی بزرگمرد تاریخ کشتی و ورزش ایران پیمان زناشویی می بندد. گویا پسر شرمگین و شریف خانی آباد پیش از این پیوند، همآغوشی نداشته بوده است. نجابتش اجازه نمی داده که را رسم کام یابی و کام دهی را از دوستان کارآزموده اش بپرسد. ناآگاهی فراتر از همبستری و همآغوشی بود : تختی از پدیده ای به نام ((زن)) چیزی نمی دانست.حتا اندکی ! شهلا هرچند دختر امروزی به روز روزهای دهه ی چهل خورشیدی ایران پیش از انقلاب اسلامی بود، اما دخترکی خوددار و سر به راه بود از جنس آن دخترکانی که آن ها را دیگر بیشتر باید لا به لای خاطره ها و داستان های روزگار گذشته جست و جو نمود. او توان آموزش تختی را نداشت. شهلا دخترکی هنجار گرا و پرآرزو ، زاده ی سیاره ونوس بود و نه آزمندی ماجراجو از سیاره ی ((زهره))!!! همه ی آن چه روزنامه های زرد دوران گذشته درباره ی بی وفایی و نوشته اند پرت و پلاست و مزخرفی بیش نیست . تختی راه و رسم زن داری را نمی دانست این گلوگاه هر جدایی و تنگه هر ناکامی زناشویی است. در اجتماع های عقب مانده ای چون ما که سرشتی دیرینه در چشم فروبستن بر واقعیتی به نام SEXUALITY دارند ، بیشتر !تختی این پهلوان جاوید و دلاور ماندگار در تشک کشتی غوغا می کرد اما نجابت ذاتی اش او را از کارآیی شایسته و لازم در ((گود زندگی)) باز می داشت. با ((توانایی ج - نسی مردانه)) داستان ناهماهنگی زناشویی پایان نمی یابد. تختی و همسر همواره خوددار و  فداکارش که در همه ی این سی و نه سال با شرم و حیای ((زن نجیب ایرانی)) سکوت را یگانه چاره و گریز دیده است. دچار COUPLE PROBLEM  بودند. سامانه زناشویی آنان کارآمدی بایسته را نداشته است. نبود و کمبود اطلاعات ، اطلاعات نادرست و ترس کارکردی چنین برآمدی داشته و دارند . درست  همان هایی که آماج DUAL SEX THRAPY و رفتار درمانی شناختی SEXTHERAPY  قرار می گیرند. اما عرصه همبستری یگانه حیطه زناشویی نیست. تختی و همسرش نه خود هماهنگی شخصیتی داشتند و نه والدین شان. این پیوند از همخوانی فرهنگی، مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و نسلی (سن و ساالی) نیز بی بهره بود. پیمان زناشویی کامیاب هفت شرط دارد که امضایش با متخصص ازدواج (MARRIAGE COUNSELING) است و یک شرط همخوانی پزشکی بهداشتی ( برای نمونه : تالاسمی ) که آن را باید متخصص ژنتیک و آزمایشگاه مربوط به آن تایید نماید: هفت شرط مورد نظر مشاوره خبره از این قرارند :

1_ همخوانی غریزی و ج-نسی                  

۲_ همخوانی شخصیت دو نفر

3_ همخوانی شخصیت پدر و مادر            

۴_ همخوانی طبقه اجتماعی- اقتصادی دو نفر و دوخانواده  

5_ همخوانی باورهای مذهبی دونفر و دو خانواده 

6_ همخوانی جایگاه فرهنگی دونفر و دو خانواه

7_ همخوانی سن و سالی (نسلی) دونفر

گره ی زناشویی تختی این شرایط بود.                                    ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0:57  توسط حامد نوریان  | 

 

چه کرد این علی کریمی!!! جدا از این که پرسپولیس باید این بازی را می برد و تساوی بهترین نتیجه برای استقلال بود. کریمی شعور تکنیکی خود را ثابت کرد و نشان داد کلاس بازی اش فراتر از آسیاست... پرسپولیس امروز تیمی است که حتی از تیم علی دایی یعنی تیم ملی ایران هم بهتر فوتبال بازی می کند. حالا باید منتظر اظهار نظر های علی دایی بود و این که دیگر چه بهانه ای برای دعوت نکردن علی کریمی دارد؟ البته کریمی به تنها چیزی که فکر نمی کند تیم ملی است. این بهترین جوابی بود که او در مصاحبه اش به علی دایی داد.

پی نوشت: در مطلب قبلی در رابطه با روز قدس و فلسطین چند نفر از دوستان لطف کرده اند و نظر داده اند که جا دارد چند نکته را توضیح دهم. اول آن که انسان ها با اعتقاد خود زندگی می کنند. اگر اسلام را پذیرفته ایم و خود را یک مسلمان می دانیم وظایفی برای ما براساس قرآن و پیامبر اسلام تعریف شده است. یکی از این وظایف که در اسلام به آن سفارش شده است کمک به مسلمانان دیگر و حتی غیر مسلمان ها ای است که دست کمک یه سوی ما دراز کرده اند. آنجا که پیامبر اسلام می فرماید: من سمع رجلا نيادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم (کسی که بشنود که مردی صدا می زند مسلمان ها به فریادم برسید و جواب او را ندهد مسلمان نیست). روز قدس توسط امام خمینی به همین علت برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین نام گذاری شد و راهپیمایی من و تمام کسانی که شرکت می کنند به همین علت است و ربطی به حکومت و یا حزب و گروهی ندارد که اگر اینچنین فکر کنیم سخت به بیراهه رفته ایم. نکته دیگر در رابطه با این که مردم فلسطین خود باید برای خود تصمیم بگیرند در این بحثی نیست فقط خالی از لطف نیست که معنی پرچم اسرائیل را جهت یاد آوری بنویسم: دو خط آبی یعنی از نیل تا فرات و ستاره حضرت داوود یعنی سرزمین موعود در وسط آن که معنی فارسی آن می شود از نیل تا فرات را اسرائیل مال خود می داند نه آن یک وجب جا را. حالا با توجه به این توضیح ها من یک سوال دارم آیا ما باید دست به سینه بنشینیم و بگذاریم آن ها هر کاری که می خواهند انجام دهند؟

و در آخر چند سخن از امام خمینی در همین رابطه:

مساله قدس يك مساله شخصي نيست و يك مساله مخصوص به يك كشور و يا يك مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست بلكه حادثه اي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده.

دفاع از نواميس مسلمين و دفاع از بلاد مسلمين و دفاع از همه حيثيات مسلمين امري است لازم و ما بايد خودمان را براي مقاصد الهي و دفاع از مسلمين مهيا كنيم.

 به تعيين فرونشاندن امواج خروشان اقيانوس بي كراني از انسانها كه جز با انگيزه هاي حق طلبي و آزاديخواهي و بشردوستي پديدار نمي شود, غير ممكن است.

ما با فرياد محمد رضاخان را بيرونش كرديم. . . اين قدر الله اكبر بر مغز اينها كوبيده شد كه خودشان را باختند و فرار كردند, مسلمين بايد فرياد بزنند, گمان نكنند كه شعار و فرياد فايده ندارد, نخير شعار فايده دارد اما اگر همه فرياد بزنند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:26  توسط حامد نوریان  | 

 میلاد، بردار کوچکترم سفری داشت با چند نفر از دوستان خود به منطقه محروم بشاگرد و خاطراتی شنیدنی که یک هفته ای فضا خانه را تحت تاثیر خود قرارداده بود. بشاگرد منطقه ای است محروم در استان هرمزگان که کمک رسانی به آن از بعد از انقلاب آغاز شد!!! ولی امروز به همت شخصی که بشاگردی ها او را پیامبر خود می دانستند یعنی مرحوم حاج عبدالله والی این منطقه از حالت بحرانی خارج شده است. او یکه و تنها از تهران دل می کند و برای کمک به همنوعان خود وارد این منطقه خشک و بی آب و علف می شود. حالا دیگر بشاگردی ها به در و دیوار خانه های خود عکس حاج عبدالله را می زنند. او برای بشاگردی ها تبدیل شد به والی دل ها. هر کدام از ما می توانیم پیامبر باشیم، احتیاجی نیست که مثل حاج عبدالله والی ترک خانه کنیم. آن زمان که دانستی  برای چه رسالتی به این دنیا آمده ای می توانی خودت را به پبامبری مبعوث کنی. شاید رسالت ما این باشد که فقط وظایف اجتماعی خود را به درستی انجام دهیم یا اینکه در این دنیای مجازی تجربه های خودمان را در اختیار دیگران قرار دهیم ... ماموریت زمینی ما می تواند همین باشد و بس.

در همین زمینه: سفر نامه میلاد به بشاگرد من نیستم تو نیستی او هست

 

پی نوشت : امروز در راه برگشت از راهپیمایی روز قدس به یاد این سخن امام افتاد که فرمودند: اگر همه مسلمان یک سطل آب به سمت اسرائیل رها کنند دیگر اثری از آنها باقی نخواهد ماند. حتی من فکر می کنم اگر این جمعیتی که امروز آمده بودند هم آب دهان خود را رها کنند اثری از آنها باقی نماند. وقتی آن طور در جنگ 33 روزه در گل گیر می کنند دیگر این کری خوانی ها که ما را تهدید به حمله می کنند به جک شبیه تر  است تا حرف.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 17:3  توسط حامد نوریان  | 

چند وقت پیش مشکلی برای یکی از دوستانم پیش آمده بود که ضربه روحی شدیدی بر اثر این مشکل به او وارد شد . داستان ، داستان تکراری دوستی با جنس مخالف بود . وقتی در روابط انسان های اطرافم دقیق می شوم بسیاری را می بینم که درگیر این موضوع هستند . چند روزی باهم هستند گل می گویند و گل می شنوند ولی شاید کمتر از یک ماه با یک اس ام اس از هم جدا می شوند ، به همین سادگی !!! از حوصله خارج است که در مورد روابط دختران و پسران این سرزمین بحث کنم ، البته من اعتقاد دارم رابطه باجنس مخالف هم جزیی از تربیت و فرهنگ خانوادگی است . ( راجع به درست یا غلط بودن این روابط بحثی ندارم این امری است شخصی و به خود افراد برمی گردد ). احتمالاً شما هم در اطراف خود دوستان یا آشنایانی داشته اید که در رابطه های خود با جنس مخالف و یا ازدواجشان انتخاب هایی داشته اند که تعجب شما را برانگیخته . انتخاب این دوست هم باعث تعجب من شده بود : پسری با شخصیت و با اخلاق و دانشجوی یکی از بهترین دانشگاه های ایران ، دختری را که هیچ شباهتی با او نداشت را برای دوستی انتخاب کرده بود.

خدواند در سوره نور آیه 26 اشاره به این موضوع داشته است که شایسته هر انسان بستگی به ارزش خود او است: زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان ناپاک و زشت کار نیز شایسته زنانی بدین و صفند و بلعکس ...

شاید این تجربه بزرگ و تلخ برای دوست من درسی شد که قطعاً بعدها برای فرزند خود تعریف خواهد کرد که چه شب ها و روزها ی سختی را با این عمل خود باعث شده بود بگذراند. و پدرانه به فرزندش خواهد گفت که انتخاب تو نشان دهنده ارزش تو است و این انتخاب آینده و آخرت تو را خواهد ساخت.

در آخر یک شعر که بی ارتباط با موضوع نیست :

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

دیو هستند ولی مثل پری می پوشند

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:39  توسط حامد نوریان  | 

خبرهایی که این روزها از گوشه کنار به گوش می رسد خبرهای خوشایندی برای اصلاح طلبان نیست  گویی اشتباهات گذشته در حال تکرار شدن است:

کروبی دوباره ساز خود را کوک و شروع به نواختن آن کرده است. از قرار معلوم او نمی تواند رویای رئیس جمهور بودن را از سر خویش بیرون کند. از طرفی شنیده می شود عارف ستاد های انتخاباتی خود را شکل داده و سفرها و سخنرانی های تبلیغاتی را از هم اکنون شروع کرده است. آن طرف تر هم از نائب رئیس مجلس پنجم (حسن روحانی) زمزمه هایی برای کاندیدا شدن به گوش می رسد از قرار معلوم او هم فکرهایی را در سر می پروراند . سردار دیروز ، شهردار و کاپیتان امروز (قالیباف)  هم در صدد آن برآمده است که دل هاشمی را به دست آورد و با حمایت اصلاح طلبان ، در صورت نیامدن خاتمی خیز بلندی را که برداشته به سرانجام برساند. در دیدار آخر او با هاشمی ، به شرط ها وشروط ها چراغ سبز به او نشان داده شد. قالیباف تا این جای کار با زیرکی و سیاستی که قبلاً دیگران جواب گرفته اند در حال عبور کردن از خیابان بهشت است (شهرداری تهران) . سه سال پیش را بیاد بیاورید رای ها پراکنده شد هر کس ساز خود را می زد و نتیجه را همه دیدیم که چه شد . و یا به قول شمس الواعظین نتیجه از قبل معلوم بود که چه می شود. دوباره تاریخ در حال تکرار شدن است و نبود یک رهبر قوی که همه اصلاح طلبان را به سوی یک کاندیدا هدایت کند و اجماع بر روی یک نفر صورت گیرد دو باره دیده می شود. و حتی کار به جایی رسیده که اسم از کسانی برده می شود که جای تعجب دارد !!! مطرح کردن نام   عبدالله نوری که همه می دانند رد صلاحیت می شود در بین توده مردم پایگاه ندارد و قطعاً رای بالایی نخواهد آورد هیچ دلیل منطقی ندارد. ولی از بعضی ها اصرار که او حتی رد صلاحیت هم که شود به نفع اصلاحات و اصلاح طلبان است. امروز احتیاج به یک کاندیدا شناخته شده که برد اصلاح طلبان را قطعی کند بیشتر از هر زمانی احساس می شود و در این شرایط باید فقط و فقط به فکر انسجام تشکیلاتی و شکل گرفتن وحدت بود. جلوگیری از تفرقه و وجود یک رهبر قوی و هوشمند که اصلاح طلبان را به اجماع و ائتلاف بر روی یک کاندیدا هدایت کند بیشتر از هر زمان احساس می شود . در این فاصله کوتاه که زمانی تا انتخابات نمانده است باید برنامه های بعد از انتخابات طراحی و بررسی شود و بابرنامه ریزی حتی برای هشت سال دوم هم هدف گذاری کرد. تا انتخابات 88 زمانی نمانده است و امیدوارم خاتمی امید هایمان را دوباره زنده کند و خودش را برای ایران و تمام کسانی که به امید او این روزها را می گذرانند هزینه کند.

عنوان مرتبط :

 عبدالله ناصری در گفتگو با آفتاب :  ائتلاف بهترین راه‌حل است

پی نوشت :

مطلب جالب و تعجب برانگیزی از روزنامه کارگزارن به قلم آرش بهمنی: حضور خاتمی بدترین سم برای جنبش اصلاح‌طلبی است

جنتی در خطبه های نماز جمعه : حلالم کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:48  توسط حامد نوریان  | 

هفته گذشته اولین سالگرد رحلت آیت الله محمد حسین بحجتی(شفق) بود. نامه ای از او به فرزندش در اختیار رسانه ها قرار گرفت که خیلی زیبا و با احساس نوشته شده است قسمت هایی از نامه او به فرزندش.

نورچشمم:

مي‌خواهم دريا باشي نه حباب، دريا باشي که قطرات سرگردان باران و رودهاي بي‌قرار و جوي‌ها و نهرهاي بي‌پناه را در سينه خود جاي دهي و از الطاف بي‌دريغ خويش همه را بهره‌مند سازي، حباب نباشي که سبک‌مايه و تنگ‌حوصله بوده، از پروا آکنده باشي که فرجام هوا زوال و فناست.
حباب آسا هواي خودنمائي کرد دلتنگم شدم هم صحبت دريا چو ترک اين هوا کردم
چو دريا باش که ظاهرش از باطنش بهتر است؛ نه چون حباب که ظاهري آراسته دارد و باطني خراب، بر باطن تهي خويش پرده از ريا و تزوير کشيده و سر به کبريائي برافراخته است و بدين جهت است که بد‌عاقبت است؛ نسيمي پرده‌اش بدرد و بادي آبرويش ببرد.

بزرگترين مانع رسيدن به کمال آلوده بودن به گناه است که گناه سمّ قتّال است و اسباب وبال. هر اندازه از گناه فاصله گيري، به خدا نزديک شوي و هر چه بيشتر گناه را ترک کني، رضاي حق را بهتر جذب کني. حافظ مي‌گويد:
در ره منزل ليـلي که خطرهاست در آن شرط اول قـدم آنست که مجنـــون باشي
غوطه در اشک بزن، کاهل طريقت گويند پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز!
دعاي کميل را با تفکر در واژه واژه آن بخوان تا از عواقب شوم گناه آگاه گردي. خوب بينديش که علي(عليه‌السلام) چه مي‌گويد و آثار شوم گناه را چگونه بيان مي‌فرمايد. گاهي گناه، بلا نازل مي‌سازد و گاه برکت مي‌برد و گاه مانع رفع دعا و اجابت التماس بنده مي‌گردد؛ گاهي حلاوت عبادت را از آدمي مي‌گيرد که دل از گناه تيره مي‌شود و توفيق از انسان دور مي‌گردد. آن گاه در پايان دعا، بي‌تابي علي را با همه عصمت و طهارتش بنگر؛ درست چون مجروحي خون از بدن رفته و چون زمين‌خورده‌اي دست و پا شکسته و چون مصدومي در تصادف متلاشي گشته، دست استغاثه برمي‌آورد و فرياد برمي‌داردو ناله مي‌زند و خدا را قسم مي‌دهد که: «...ان تهب لي في هذه اللّيله و في هذه الساع کلّ جرم اجرمته و کلّ ذنب اذنبته...»

عزيزمن
هر گناهي جسارت به خداست. اين همه جسارت را چگونه تحمل مي‌کني؟! آيا روزي مي‌تواني آن را تلافي کني. دعاي توبه زين العابدين را بخوان؛ ببين و بينديش، بخوان و بازخوان. بنگر که چگونه گناه در نظر وي عظيم و غير‌قابل‌جبران است. مي‌فرمايد: «اگر آن قدر دستم را به درگاه تو بلند سازم تا بازوانم از پيکر فروافتد و اگر در برابرت به معذرت رکوع روم و آن‌قدر رکوعم را طولاني کنم تا پشتم بشکند و اگر در برابر تو آن‌قدر به خاک افتم تا مهره‌هاي گردنم از کار افتد و اگر تلافي گناه را همه عمر به جاي نان و آب، خاک و خاکستر خورم با اين همه شايسته بخشش يک گناه نگردم.
و امام بزرگوار موسي بن جعفر(عليه‌السلام) فرمود: «خشم خدا در ميان گناهان پنهان است، پس هيچ گناه را مرتکب مشو چه داني شايد همان گناه کمين‌گاه خشم خداست و تو با ارتکاب آن به خشم خدا دچار خواهي شد.»

در مناجات نخستين از مناجات پانزده‌گانه زين‌العابدين(عليه‌السلام) چنين مي‌خواني: «الهي البستني الخطايا ثوب مذلّتي وَ جَلّلني التباعد منک لباس مسکنتي و امات قلبي عظيم جنايتي؛ يعني، خدايا گناهان لباس ذلّت و خواري بر تنم پوشانده و دوري از تو جامه بدبختي و بيچارگي در برم کرده و جنايت بزرگ من، دلم را نه افسرده که مرده ساخته است.»
در هر حال مردانه کوشش کن و به هر طريق که مي‌تواني از راه مراقبه يا محاکمه يا ندامت و توبه و يا استغفار و التماس، گرد معصيت و غفلت را از آينه دل بزداي و مراقب باش تا دگر باره غبار بر آن ننشيند.
فرزند محبوبم،
از تو که کم گناه کرده‌اي و دلي پاک و باصفا داري، فراوان التماس دعا دارم. مبادا پدر گنه‌کارت را فراموش کني، تو را به خدا مي‌سپارم.
خدا‌حافظ

پی نوشت سه آمار متفاوت در سه روز از یک رئیس جمهور!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط حامد نوریان  | 

                            

لحظاتی قبل هادی ساعی اولین مدال طلای المپیک پکن 2008 را برای کاروان ورزشی ایران بدست آورد. خیلی خوشحال شدم بلاخره سرود ملی ایران هم در پکن خوانده شد اشک شوق در چشمانم حلقه زد. ساعی باقی مانده نسل طلایی المپیک های قبل است که تا این دوره دوام آورده و یک استثاء برای ورزش کشورمان محسوب می شود تبریک به هادی ساعی که آبرویمان راخرید دل میلیون ها نفر را شاد کرد و نگذاشت حسرت به دل در این المپیک بمانیم .

سه سال و نیم پیش دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری در ستاد جوانان یاران هاشمی (سیاوش) جلسه ای بود هادی هم آمده بود خیلی نجیب و منطقی دیدمش گرچه آدم سیاسی نبود ولی امیدوارم از این جا به بعد هم که فعالیت های اجتماعی و سیاست را برای ادامه راه برگزیده است و از دنیای ورزش حرفه ای در سن 32 سالگی خداحافظی می کند موفق باشد.

پی نوشت : فیروز کریمی راست می گفت علی آبادی مدیر موفقی است اما در شهرداری !!!

پی نوشت : غفوري‌فرد: به جاي علي‌آبادي بودم، استعفا مي‌كردم

پی نوشت : همیشه برای فاطمه راکعی احترام زیادی قائل بوده ام صحبت های او با خبرگزاری فارس در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری دهم اصلاح طلبان گرد خاتمي حلقه بزنند

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 18:56  توسط حامد نوریان  | 

سلام بر آن امید دلها، سلام بر آنکه خداوند، وعده آمدنش را داده است، آن یادگار فاطمه، سلام بر آن که شوق آمدنش، بهار آفرین قرن های خزان است و امید بخش زمین و زمان . میلاد مهدی فاطمه (ع) برهمگان مبارک باد

امام صادق (ع ) : دوران غیبت قائم، آنچنان به درازا خواهد کشید، تاحق در خلوص خود رخ بنماید و ایمان های خالص از ناخالص جداشود و کسانی که سرشت ناپاک داشته و ترس آن است که به هنگام پیروزی دولت قائم، منافقانه خود را در صف مومنان جای دهند، پیش از قیام مهدی (ع ) از آن جدا شوند.      چشم به راه مهدی، ص 37۰

امام هادی (ع ) : اگر پس از غیبت قائم شما ، نبودند عالمانی که مردم را بسوی او دعوت می کنند و با برهان های الهی از دین او پاسداری می کنند و بندگان خدا را از دام شیطان و پیروانش و از دام های دشمنان اهل بیت می رهانند، هیچ کس در دین خدا باقی نمی ماند. اما علمای دین ،دل های متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می کنند، آن گونه که کشتی بان، سکان کشتی را نگه می دارد .             احتجاج طبرسی،ج1،ص9

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:53  توسط حامد نوریان  | 

هفته گذشته با تعدادی از دوستان به شمال سفر کردیم. با اینکه دو سه روزی از سفرمان گذشته اما دلم نیامد درباره این سفر متفاوت و پر از تجربه نسبت به سفر های قبل، چیزی ننویسم. تصمیم گرفته بودیم این چند روزی را که برای استراحت آمده ایم فقط در رامسر باشیم ولی چون هوا خیلی گرم و شرجی بود به ییلاق رفتیم. به روستای جنت رودبار. در 5 کیلومتری رامسر باید جاده میرزا کوچک خان را 45 کیلومتر از کوه بالا بروی و از جنگل های زیبای دالیخانی عبور کنی تا به این روستای زیبا و خوش آب هوا برسی. تفاوت این سفر با سفرهای قبل از جایی شروع می شود که قرار شد برای برگشت به تهران از جاده ی صعب العبوری که مخصوص تردد محلی ها و گله دارها است از بین کوه های البرز برگردیم. جاده ای که به الموت قزوین می رسد و می توانی در آنجا مرز بین خشکی و سر سبزی را تماشا کنی.در بین راه به نظاره مناظری نشتیم که هر انسانی را به وجد می آورد. ما رقص ابرها را دیدیم. به نقاطی رسیدیم که از شدت سرما در چله تابستان بخاری ماشین را روشن کردیم.قله سفید رنگی در بین بقیه کوه ها نظرمان را جلب کرد. یکی از چوپان ها برایمان توضیح داد که آن قله به شاهِ سفید کوه معروف است و قبری در آنجا وجود دارد که می گفت از نواده های امام رضا (ع) است و خیلی هم به آن اعتقاد دارند.خلاصه سفر فوق العاده ای بود. به شما هم پیشنهاد می کنم اگر اهل سفر هستید یک بار این جاده را امتحان کنید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 17:28  توسط حامد نوریان  | 

 

طرح امنیت اجتماعی موضوعی است که در این یکی دوساله سرو صدای زیادی در کشور ما به پا کرده  است.

این طرح در دهه های اخیر در بسیاری از نقاط جهان به اجرا در آمده است و در هر کشور با توجه به سنن، زمان، دین، فرهنگ و آداب و رسوم آن کشور عملی شده است. در واقع  این طرح تنها منحصر به کشور ما نیست.

درسال 1922 در واشنگتن سرهنگ شرل، ناظر عالی اماکن و املاک عمومی دستور داد که مایو شنا نباید از شش اینچ تا زانو فاصله داشته باشد در پی این قانون پلیس واشنگتن موظف به اندازه گیری فاصله بین زانو تا مایو شنا در سواحل تیدال باسین شد.

بیل نوروتون پلیس واشینگتون مشغول اندازه‌گیری فاصله بین زانو تا مایو شنا

در سال 2008 میلادی طی مصوبه شورای شهر لینوود ایالت شیکاگو  قانونی تصویب شد که طبق آن شهروندانی که  از این پس برای بیرون ماندن لباس زیرشان بیش از 7 سانتیمتر در معرض دید باشند جریمه خواهند شد.

در فرانسه در مارس سال 2004 در پارلمان این کشور  قانونی تصویب شد که طبق آن هر نوع پوشش که نماد آشکار دینی در مدارس و دانشگاه ها باشد ممنوع اعلام شد.

در ترکیه قانون ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها و بخش های دولتی در نهم فوریه سال 2008 میلادی با 411 رای موافق و 103 رای مخالف لغو شد.

با توجه به مثال های فوق در می یابیم که در هر کشور با توجه به شرایط اجتماعی و عرف شهری و دینی خود قوانینی را در خصوص حجاب و پوشش تعریف کرده است که تخطی از آن با جریمه هر شهروند همراه می شود.

در ایران داشتن پوشش اسلامی و رعایت حجاب برای همگان در قانون الزامی دانسته شده است و طرح امنیت اجتماعی در خصوص عملی شدن همین امر به اجرا در آمده است.

مشکل از جایی شروع می شود که در قانون هیچ مصداقی برای بد حجابی برشمرده نشده است و این طرح مغایر با اصل 37 قانون اساسی می باشد. (اصل 37 قانون اساسی هیچ کس را مجرم ندانسته و اصل را بر برائت قرار داده، مگر هنگامی که عمل ارتکابی جرم تعریف و مجازات هم در قانون مجازات اسلامی وجو داشته باشد.)

به واقع این طرح باعث ناامنی روانی در بین دختران و پسران کشورمان شده است. اگر در سال های نه چندان دور در سر چهار راه ها و میادین شهر عده ای قیچی بدست موی هر کس که خوششان نمی آمد را کوتاه می کردند امروز هم در همان چهار راه ها عده ای به روز شده تر ایستاده اند و همان گونه عمل می کنند. که البته نتیجه آن قیچی زدن ها را امروز در جامعه مشاهده می کنیم و دیری نخواهد گذشت که نتیجه دعوت اجباری به مهمان سرای وزراء را هم خواهیم دید!!!

تاریخ همواره نشان داده است که تحمیل عقاید بر افراد همیشه نتیجه یی معکوس داشته است.

به عقیده نگارنده  برای حفظ و ترویج ارزش های ملی و اسلامی باید در فرهنگ و آموزش و پرورش کشور سرمایه گذاری که هزینه کردن در این موارد سیری ناپذیر است .

البته همه این ها با حمایت همه جانبه دولت هر کشور میسر می شود مخصوصاْ از دولتی که نام خود را بامهر ورزی مطرح می کند انتظارات دیگری می رفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 22:13  توسط حامد نوریان  |